تبلیغات
من و خودم - سیمان سفید نداشتیم رفتیم ماست بیاوریم!!1و2و...
در نگاه كسانی كه پرواز را نمی فهمند هر چه بیشتر اوج بگیری كوچكتر میشوی

سیمان سفید نداشتیم رفتیم ماست بیاوریم!!1و2و...

سه شنبه 10 خرداد 1390 04:44 ب.ظ

نویسنده : ماهک
ارسال شده در: دانشكده ،

امروز بعد از مدتها تلاش و زحمت و خون جگر خوردن عده ای بالاخره جلسه پرسش و پاسخ

(بخوانید پرسش  بی پاسخ) با حضور مسئولان فرهنگی دانشکده برگزار شد اما در این جلسه چند

نکته وجود داشت که هر چه کردم نتوانستم در موردشان سکوت کنم.

1-شخصی سوال کرده بود که چرا فرهنگی خواهران در چند وعده متعدد در سال اقدام  به برگزاری

اردی مشهد با ظرفیت محدود میکند و چرا این ظرفیت محدود همواره به عده ای خاص تعلق میگیرد

(کسانی که اتاق مسئول فرهنگی خواهران  پاتوقشان است البته بدون انجام هیچ کار فرهنگی)

چرا به جای انجام این کار بودجه این اردوها به صورت یکجا برای برگزاری یک اردوی عمومی استفاده

 نمیشد؟مسئولین پاسخ دادند چون ظرفیت  پذیرایی محدود بود.اما  سئوالی که همچنان باقی است

 این است که چرا این ظرفیت محدود همواره با افراد ثابت پر میشد؟و مگر در مشهد قحط جا و غذا

آمده که شماامکان ادغام ظرفیت ندارید؟

اما پاسخی که به ذهن خودم آمد این بود که وقتی شما میتوانید با بودجه دانشکده یک اردوی

 خصوصی برای دوستانتان راه بیاندازید و بعد هم بیلان کارتان را رد کنید چرا باید به خودتان زحمت 

بدهید همین کافی است دیگر.

2-سخنان گهربای جناب آقای .ا. که طبق عادت همیشگی شان با عربده کشی و خشونت فراوان

(که بنده به شخصه چند بار دیگر هم این رفتار ار از ایشان دیده بودم) به روی سن رفت و بعد از

 اتلاف فراوان وقت در حالی که هیچ کدام از دانشجویان با صحبتهایشان موافق نبودند با بی ادبی

 تمام دختران دانشجو  را آدم های خودنمایی خواند که در دانشکده باعث فساد میشوند و ....

(به طور خاص در مورد دانشجویان علوم حدیث صحبت میکردند)در نهایت ایشان با زور و کشیدن

 میکروفن از دستشان به پایین سن هدایت شدند اما در آن هیاهو  و حرفهای بیمنطق و

بی ادبانه یک چیز جالب بود مجری در میان صداهای اعتراض یاد آوری کرد که وقت ایشان

تمام شده اما انگار یكی از مسئولین فرهنگی حرفهای ایشان را در راستای سیاه نماییهای

 همیشگی خودش میدانست (اصولا عادت دارند کل کشور را با سایه سیاه توصیف کنند) و

به همین علت سعی کرد از کار مجری جلوگیری کند.

3-برخی سئوالات عجیب و شبهه داری که تماما توسط یك شخص نوشته میشد و توسط چند

نفرساده دل قرائت  میشد که معمولا مفهموشان حمایت از فرهنگی خواهران و درخواست

کمک و مشاور برای ایشان!!!!

و همچنین سعی  در مقایسه معاون فرهنگی با مسئول فرهنگی خواهران و تخریب

 معاون فرهنگی در مقابله با ایشان!!

این در حالی است که تمامی فعالان فرهنگی خانم دانشکده از عملکرد  فرهنگی خواهران

ناراضی میباشند.

تمام این قضایا فقط یک چیز رانشان میدهد (((...))2

جلسه تمام شد و کسی به سوال بچه ها پاسخ نداد و وعده جلسه بعد دادند ظاهرا سیمان

 سفید نداشتند رفتند برای سفید کردن دیوارها ماست و کشک بیاورند.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن:1در تمام این متن فقط آن چه اتفاق افتاد توصیف شده نه بیشتر.

2-به دلیل آزادی بیان دردانشكده !!!قسمت مورد نظر حذف شد.

---------------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت سوم را پی مطلب مینویسم چون حس پست جدید ندارم.

بنده فقط عرض میكنم به دوستان عزیز كه دیدی همان شد كه من گفتم و تمام دیوارها را با

ماست و كشك سفید كردند.

به برادران عزیز هم توصیه میكنم قرص اعصاب دوستشان را سر وقت بدهند بخورد.

پی نوشت چهارم :از صیح اینقدر پله های اطلاع رسانی را بالا پایین كردم آرتروز زانو گرفتم

تا این چند صفحه خداحافظی تكمیل شود و به تایید حضرات برسد در نهایت فرمودند

خوب است  اما با توجه به این كه میروید اردو (البته با جیب خودتان)جشن كه دیگر نمیگیریم

 ولی میتوانید بروید تكثیر 28 عدد تكثیر كنید نشریه تان را!!!

(دسته جمع ذوق مرگ شدیم از خوشحالی)!!!




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 17 خرداد 1390 10:20 ب.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30