تبلیغات
من و خودم - فیلم،فیلم،فیلم
در نگاه كسانی كه پرواز را نمی فهمند هر چه بیشتر اوج بگیری كوچكتر میشوی

فیلم،فیلم،فیلم

پنجشنبه 29 تیر 1391 05:37 ب.ظ

نویسنده : ماهک

یک روز صبح که از خواب بلند شدم احساس کردم خیلی دنیام داره به دنیای سورئالیست ها نزدیک میشه به طرز عجیبی باهاشون احساس همذات پنداری می کنم.

توی مطب دکتر نشسته بودم .یک مرد درشت هیکل و جا افتاده  آمد تو خیلی واضح اشک میریخت و ناله میکرد .دلم براش سوخت .از راه رفتنش فهمیدم احتمالا کمرش مشکل داره .مرد گنده چه اشکی میریخت .

تو دلم فکر کردم چرا بعضی وقت ها خدا به بعضی آدم ها اینقدر سخت میگیره .چرا بعضی روزهامون را انگار برای  اشک ریختن و ناله کردن بهمون دادن.اشکهایی که هیچ وقت هم مرحمی برای زخممون نمیشه ! یاد ناراحتی های خودم افتادم.با خودم گفتم مگه گناه ما آدم ها چیه؟ مرد را صدا زدن و بردنش داخل زنش آمد و نشست کنار من حال و روزش از شوهرش بهتر نبود.بدون این که من چیزی بپرسم شروع کردن به صحبت:گفت خونش غلیظ شده.کار خودش را میکنه.به حرف هیشکی هم گوش نمیده آنقدر این کار را کرد تا بالاخره سیاتیکش گرفت.گفتم سیاتیک چه ربطی به خون داره.گفت:خون که غلیظ بشه به همه جا میزنه تورم.

تقصیر خودشه از بس صیح تا شب تریاک میکشه!

چی ؟تریاک میکشه؟

تریاک!!!من را بگو چقدر دلم براش سوخت از خودم و فکرام خجالت کشیدم هر چی سرمون میاد از دست خودمونه.

ولی خداجون من که تریاک نکشیدم!!

---------------------------------------------------------------------------

2.جادوی سینما اینه که آدم ها را به رویاهاشون میبره .برای سورئالیستهایی که نمیخواهن به عالم خواب پناه ببرن بهترین چاره است.

یک روز تصمیم گرفتیم من باب عقب نماندن از قافله مطلعین سینما در عرض یک روز تمام فیلمها را درو کنیم نتیجه اش را برای شما میگذارم تا برای انتخاب یک فیلم خوب برای دیدن راه رفته ما را تکرار نکنید!

تقدیم به شما ساراجان:

 

شور شیرین

این فیلم در مورد بخشی از زندگی شهید کاوه است و روایتی از قائله دموکرات ها در کردستان است.کارگردان به موضوعی پرداخته که پیش از این به ندرت در فیلم های دفاع مقدس به چشم میخورد فیلمنامه به خوبی توانسته مظلومیت رزمندگان در مقابل خیانت های داخلی و دشمنان خارجی را توامان به نمایش بگذارد . داستان فیلم جنگی است و فیلمنامه ای تعلیقی دارد فیلم از سرعت روایی خوبی برخوردار است و ریتم تند سکانس ها هم به جذابیت فیلم  کمک کرده. نقطه ضعف اساسی فیلم بازیگر نقش شهید کاوه است که با وجود شباهت شهید بزرگوار بازی سردی را از خود ارائه میدهد و این بازی سرد در تمام فیلم تاثیر گذار است.فیلم با وجود داشن بازیگردان بازی پردازی خوبی ندارد.

  آزمایشگاه

فیلم در  ژانر طنز طبقه بندی میشود اما تمام فیلم تم به غیر ادا و اطوار های تکراری رامبد جوان موضوعی که بتوان نام آن را طنز گذاشت وجود ندارد.فیلم به هیچ وجه ارزش نقد ندارد.

جدایی نادر از سیمین (برای بار دهم)

نقد این فیلم را میتونید تو سایت های مختلف بخونید اما قسمتی که مورد سئوالت بود:

1.فیلمنامه این فیلم برای بار اول به جشنواره آسیا پاسفیک مورد توجه قرار گرفت و بعد ساخته شد.

2.فیلم در مراحل ساخت به مشکلی بر نخورد اما فرهادی در زمان ساخت فیلم در جشن خانه سینما به عمد با دفاع از مخملباف و فراهانی کاری کرد که فیلم توقیف شود و بنابر این باعث ایجاد توجه و حساسیت روی فیلم شد تا بعدا از این حساسیت استفاده کند.

3.در دادگاه اول سیمین شرایط ایران را برای تربیت فرزند مناسب نمیداند اما به صراحت اعلام نمیکند که این با کدام شرایط مشکل دارد اما در تمام طول فیلم میبینیم که مسئله بر سر دروغ گفتن و نگفتن است.پدر خانواده برای به زندان نرفتن مجبور به دروغ گویی است در مقابل قانونی که خشک و بی منطق است چون فرقی بین یک جنین و یک انسان نمیداند فرقی بین شرایط عادی و عصبی بودن قائل نیست و برای فرار از چنگال این قانون(اسلامی)درنهایت دختر برای نجات از این وضعیت  با وجود تنفر از دروغ به دروغ گویی وادار میشود.(یعنی همان شرایط نامناسبی که سیمین به زبان نمی آورد).

4.حجت همسر راضیه با ظاهری مذهبی (تربیت مذهبی)به شدت بی منطق خشن،پرخاشگر است و تاکید به روی این که او به قسم خوردن روی قرآن تاکید دارد یعنی تربیت مذهبی او را بدبین بار آورده و همه را دروغ گو میداند.ضمن این که اوضاع نابسامان زندگی حتی رابطه او با همسرش(کارگردان تلویحا با استفاده از نقاشی کودک به شما میگوید که او همسرش را کتک میزند) مجدادا تاکید بر ناکارآمدی مذهب در زندگی دارد.

5.راضیه به هیچ وجه قهرمان این فیلم نیست.چون تمام مدت او در تشکیک و دودلی است و مذهب باعث این عدم آرامش است او همیشه  در کنار اشاره به نقش مذهب در زندگی اش از کلمات( سختمه)(شک دارم)(میترسم)استفاده میکنه که در لفافه حکایت از نقش منفی دین در زندگی دارد.و این که دین همواره در زندگی سلب آسایش میکند.

6.راضیه تا آخر فیلم دو دل است و جرات به خود نمیدهد تا واقعیت را بگوید حتی توی سکانسی که حقیقت را به سمین میگوید از سر ناچاری و ترس از عاقبت بچه اش میگوید نه به خاطر این که گفتن واقعیت کار درستی است وحتی این را به زبان می آورد.

7.بعد از این که راضیه حاضر به قسم خوردن به قر آن نمیشود همسرش از خانه خارج میشود و این نشانه ای از فروپاشی آن زندگی است اما نادر و سیمین در صحنه بعد در یک ماشین نشان داده میشوند.که حجت شیشه آن را شکسته .خانواده با تربیت مذهبی  خودش را فروپاشید و باعث ایجاد یک زخم در خانواده غیر مذهبی شد و صحنه بعد دادگاه نادر و سیمین!

8.اکران این فیلم بعد از انتخابات سال 88 و در فضایی که  کشورهای غربی حکومت  را به دروغ گویی در انتخابات متهم میکردند اتفاق افتاد که این خود کمکی برای فضا سازی بیشتر رسانه ای بر علیه دین و نظام دینی بود.

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 30 تیر 1391 10:59 ق.ظ