تبلیغات
من و خودم - هلال محرم
در نگاه كسانی كه پرواز را نمی فهمند هر چه بیشتر اوج بگیری كوچكتر میشوی

هلال محرم

شنبه 27 آبان 1391 06:50 ب.ظ

نویسنده : ماهک

بیرون از شهر جایی که کمتر نور چراغی هست میشه نور آسمان را دید.

از شهر که بیرون زدم دلم باز شد!شاید باید با بچه ها میرفتم سیستان.

شاید هم قسمت ماندن است.

از شهر که بیرون زدم دلم باز شد انگار که توی تنگنای دیوارها گیر افتاده باشد.

قلبم آزاد شد با یک گنبد طلایی.

آزاد هرچند فقط به اندازه یک روز.

دلم را سپردم به گلدسته هایش تا هر روز کنار کبوتر ها همان جا پرواز کند و پیش من برنگردد.

چشمم دنبال گنبد بود هنوز که هلال ماه را دیدم .

چشم های من سرخ میدید یا واقعا سرخ بود.

چقدر دیم برای دیدن آسمان تنگ شده بود.

نمیدانم چون دلم گرفته بود ماه را نمیدیدم یا چون ماه را نمیدیدم دلم گرفته بود.

هر چه بود خودش بود همان هلال سرخ محرم که همیشه دلبسته اش بود.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -