تبلیغات
من و خودم - دو کوهه بدون خوارج
در نگاه كسانی كه پرواز را نمی فهمند هر چه بیشتر اوج بگیری كوچكتر میشوی

دو کوهه بدون خوارج

جمعه 9 اسفند 1392 12:26 ب.ظ

نویسنده : ماهک
ارسال شده در: من وخودم ، جنگ دیروز جنگ امروز ،

چقدر دلم تنگ صبح دو کوهه شده.

دوکوهه بی حصار کشی!دو کوهه بدون داربست و گونی!

دلم لک زده برای غروب شلمچه!برای آن پلاکی که با دست دوستی بیرون آمد

و بعد از یک سال هنوز هویتش را نفهمیدیم.

چقدر دلم میخواست بروم خادمی که تنها باشم با شهدا و صدایشان.

چند روز بدون حضور دشمن و منافق و بی بصیرت و هر کس که نباید باشد!

دلم خادمی میخواهد که شمیم بوی شهدا را برای چند روز حس کنم.

برایش پیامک زدم بیا بریم معراجی ها

جواب داد:در مشهد شهدای دو کوهه دعاگویتان هستم.

تنهایی نامرد؟

تو که نمیای!مگه نگفتی نمیتونی مقرراتشون را تحمل کنی.

چطورن؟

همونطوری که میگفتی!بشدت سختگیر

التماس دعا.

خدایا پدرامون جنگیدن و این مناطق و از دست دشمن نجات دادن حالا :افتاده دست خوارج!!

هنوز یادمه پارسال مسئولین برای نماز زائرین کوچکترین اهمیتی قائل نمیشدند!

ولی بجاش.....

حتی اگه پوشیه و دستکش و نفس نکش را تحمل کنم آن قدر دختر بودن به نظرشون

جرم سنگینیه که به جز در بسته و دیوار و حصار و زندان چیزی عایدم نمیشه!!!

دلم دو کوهه میخواهد دلم شلمچه میخواهد دلم

طلائیه می خواهد!!بدون خوارج




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 9 اسفند 1392 12:46 ب.ظ